السيد عبد الكريم بن طاووس ( مترجم : مجلسي )

99

فرحة الغري ( فارسي )

جواب مىداد تا عاقبت در گشود و حضرت امير از آن طاير با رسول خدا خوردند ؛ مجملا محبّت و محبوبيّت على حق - سبحانه و تعالى - را از آن گذشته است كه خوارج شك كنند ، چه جاى ديگرى ؟ ! - و اى برگزيدهء خدا و اى ولىّ خدا ! - يعنى واجب الاطاعة و امام و اولى به نفس از جانب خدا - و اى حجّت خدا - بر خلق ، به كمالات صوريّه و معنويّه و معجزات ظاهره و باطنه - و اى ستون دين و اى وارث علوم انبياء متقدّمين - مانند حضرت آدم و ادريس و نوح - و انبياء متأخّرين - مانند ابراهيم و موسى و عيسى صلوات الله عليهم - و اى صاحب ميسم و اى راه راست ! - بر سبيل مجاز شايع . و ميسم چيزيست كه حيوانات را به آن داغ مىكنند و حق - سبحانه و تعالى - در قرآن ياد فرموده است دابّة الارض را : * ( وَإِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآياتِنا فَهُمْ يُوزَعُونَ ) * ، و چون تمام شود حجّت ما بر خلايق به ظهور حضرت صاحب الامر و ظهور معجزات باهره بر دست او و نزول عيسى از آسمان و متابعت او صاحب الامر را و در عقب او نماز كند ، و اعظم معجزات رجعت مؤمنان بسيار صالح باشد و كافران اين امّت از ائمّه جور و معاونان ايشان بر ظلم و كفر كه در آيهء دويّم مذكور است ، بيرون آوريم از جهت ايشان جاندارى را از زمين كه با ايشان سخن كند يا مجروح سازد به عصاى موسى و خاتم سليمان روهاى ايشان را ، به آنكه عصا بر روى ايشان زند و خاتم بر پيشانى ايشان مهر كند ، و بر پيشانى مؤمنان صالح نوشته شود كه مؤمن است حقّا و بر پيشانى كافران نوشته شود كه اين كافر است حقّا ، چون آيات و معجزات ائمّه هدى را ديدند و ايمان نياوردند به سبب اين راه توبه مسدود شود بر ايشان ، و روزى باشد كه ما حشر كنيم از هر امّتى طايفه اى را از كسانى كه تكذيب مىكنند آيات ما را كه - ائمّه هدىاند - و همه را جمع كنند و ايشان را كشند و زنده كنند تا تشفّى دلهاى مؤمنان زنده و مرده بشود . و روايات در تفسير « دابّة الارض » بسيار وارد شده است از طرق شيعه كه دلالت مىكند بر آنكه مراد از « دابّه » حضرت امير المؤمنين ( ع ) است ؛ از آن جمله به اسانيد